آیا گروه فولکسواگن به تملک چینیها درخواهد آمد؟
برای دههها، گروه فولکسواگن نماد صنعت خودروی اروپا شناخته میشد اما ترکیب هزینههای ساختاری سنگین، گذار کند به دنیای خودروهای برقی و توسعه ضعیف نرمافزاری، این غول ولفسبورگی را بهشدت آسیبپذیر کرده است. وضعیت بهگونهای است که حتی ایدههایی که تا چند سال پیش غیرقابلتصور بودند، اکنون به موضوع بحثهای جدی تبدیل شدهاند. موریتز شولاریک، رئیس «موسسه اقتصاد جهانی کیل»، در اظهارنظری که بازتاب گستردهای در صنعت خودرو داشته، نسبت به آینده این شرکت هشدار داده و گفته است:
احتمالاً فولکسواگن درنهایت توسط یک تولیدکننده چینی، شاید بیوایدی، خریداری خواهد شد.
او معتقد است در صورت عدم اصلاحات ساختاری ریشهای، این سناریوی بهظاهر دیوانهوار میتواند به واقعیت نزدیک شود.
نیروی کار مازاد
یکی از ریشههای اصلی این بحران، نیروی کار بسیار عظیم فولکسواگن است که زمانی نماد قدرت اقتصادی آلمان بود اما اکنون به یک لنگر مالی سنگین تبدیل شده است. این گروه در حال حاضر حدود ۶۳۰ هزار نفر در سراسر جهان در استخدام دارد که با احتساب جوینتونچرهای چینی، این رقم به بیش از ۶۶۰ هزار نفر میرسد. این تعداد، حدود ۶۰ درصد بیشتر از نیروی کار تویوتاست آنهم درحالیکه خروجی تولید سالانه دو شرکت تقریباً باهم برابر است. این ساختار بیشازحد بزرگ، باعث شده هزینههای تولید فولکسواگن در آلمان بهطور قابلتوجهی از رقبای جهانیاش بالاتر باشد.
طرحهای ریاضتی و خطر تعطیلی کارخانهها
در واکنش به این شرایط و افت حاشیه سود، هیئتمدیره فولکسواگن در حال اجرای یک برنامه تحول تاریخی است که شامل کاهش احتمالی ۱۰۰ هزار نفر از کارکنان شرکت در سطح جهانی میشود. علاوه بر این، گزارشهای نگرانکنندهای از احتمال تعطیلی چهار کارخانه تولیدی در آلمان گوش میرسد؛ اتفاقی که در صورت وقوع، در تاریخ ۸۹ ساله این شرکت بیسابقه خواهد بود.
تهدید چین
نائل فرگوسن، مورخ اقتصادی دانشگاه استنفورد، معتقد است اقتصاد آلمان تهدید ناشی از چین را دستکم گرفته است. به عقیده او، چینیها با برتری در فناوری باتری و پلتفرمهای نرمافزاری، موفق شدند در زمانی کوتاه از خودروسازان قدیمی اروپایی پیشی بگیرند. شولاریک پیشنهاد میدهد که اروپا باید در ازای اعطای دسترسی به بازار خود به برندهای چینی، آنها را مجبور به تولید خودرو در خاک اروپا کند تا ضمن حفظ مشاغل، از الگوهای موفق چینیها علیه خودشان استفاده شود؛ راهکاری که او آن را جایگزین بهتری برای تعرفههای واردات میداند. درنهایت، باید دید آیا این غول صنعتی میتواند با جراحیهای عمیق ساختاری، مسیر خود را برای بقا در رقابت جهانی بازسازی کند یا به سرنوشت تراژیک صنایع بریتانیا دچار خواهد شد.