طراحی یک هایپرکار مدرن شباهت زیادی به خنثیسازی یک بمب دارد. تنها یک اشتباه کوچک کافی است تا خودرویی مورد غضب تاریخ واقع شود. دوران جرمی کلارکسون و خودروهای سریعی که با وجود ضعفهای فراوان، دقیقاً به خاطر همین نقصها دوستداشتنی بودند، گذشته است. اکنون در سال ۲۰۲۶ قرار داریم و خریداران، بهویژه وقتی صحبت از خودروهایی با برچسب قیمت چند میلیون دلاری به میان میآید، انتظار تجربهای بینقص پشت فرمان را دارند. چندی پیش هنسی از سوپرکار جدید بلکبرد با موتور تنفس طبیعی، گیربکس دستی و سیستم انتقال قدرت محرک عقب رونمایی کرد. از نظر ظاهری، هواپیمای شناسایی لاکهید SR-71 بلکبرد الهامبخش این پروژه بوده و به همین دلیل است که در طراحی بدنه آن از اصول هوانوردی و پایدارکنندههای عمودی فعال استفاده شده است.
در کابین خودرو همهچیز حول محور ارتباط راننده با ماشین میچرخد؛ بدون صفحهنمایش، کنترلهای صد درصد آنالوگ و حتی استفاده از سوئیچ فیزیکی سنتی. طراحی داخلی خیرهکننده بوده و بهمراتب لوکستر از مدلهای ونوم GT و ونوم F5 است. پیشرانه ۶.۲ لیتری V8 این خودرو بین ۸۰۰ تا ۸۵۰ اسب بخار قدرت تولید میکند و دور موتور آن به بیش از ۹ هزار rpm میرسد. از این مدل تنها ۷۱ دستگاه تولید خواهد شد و قیمت پایه آن ۲.۵ میلیون دلار تعیین شده است. شاید این سریعترین محصول تاریخ هنسی نباشد اما به گفته این شرکت، بزرگترین پروژه مهندسی و توسعه آنها تا به امروز به شمار میرود. برای درک بهتر تفکر پشت ظاهر خیرهکننده و رویکرد بینظیر آن به مقوله زیبایی، گفتگویی اختصاصی با ناتان مالینیک، مدیر طراحی هنسی، انجام دادهایم که در ادامه میخوانید.
آیا ایجاد یک زبان طراحی شناختهشده برای هنسی، یکی از اهداف صریح پروژه بلکبرد بود؟
نه، زبان طراحی هنسی بهطور طبیعی شکل خواهد گرفت. ما در حوزه ساخت هایپرکارها همچنان نسبتاً جوان هستیم و این موضوع به تیم طراحی ما آزادی عمل زیادی میدهد تا بدون محدودیت خاصی به پیش بروند، کاوش کنند و دست به کشف بزنند. بااینوجود، به لطف نزدیکی ما به مدلهای ونوم، DNA طراحی آنها در فضا جریان دارد و پژواک آن در زبان بلکبرد نیز شنیده میشود. بلکبرد بیانگر یک چهره جدید برای هنسی است که زیبایی را در تمامی سطوح در اولویت قرار میدهد. تمامی این جنبهها و ویژگیها در کنار هم کار میکنند تا یک زبان طراحی منسجم را خلق کنند که روی هایپرکارهای آینده هنسی نیز تأثیر خواهد گذاشت.
۱۰ سال بعد، دیدن کدام المان از بلکبرد روی سایر خودروها لبخند را به لبان شما میآورد؟
چیزی که ۱۰ سال پس از معرفی بلکبرد باعث لبخند من میشود، یک المان خاص نیست، بلکه تعهد تمامی خودروسازان به مقوله زیبایی است. المانها از برندی به برند دیگر متفاوت هستند و بر اساس فاکتورهای متعددی از یکدیگر متمایز میشوند اما زیبایی باید سنگ بنای هر خودرویی باشد. یک تصور غلط در میان بسیاری از برندهای امروزی این است که زیبایی در خدمت پرفورمنس قرار دارد؛ این فرض اشتباهی است. طراحی خوب و عملکرد خوب باید در خودروهای جادهای در هماهنگی با یکدیگر کار کنند.
در مورد الهام گرفتن از SR-71 توضیح میدهید؟
هدف این نبود که چهارچرخ زیر هواپیمای SR-71 بگذاریم و کار را تمامشده بدانیم؛ الهام گرفتن باید با ظرافت بیشتری انجام شود. ما از ذات و ماهیت آن هواپیما برای طراحی خودروی بلکبرد بهره بردیم. ما میخواهیم مالکان در طول سالیان دراز مالکیت خودرو، نشانههای مختلفی از تأثیر آن هواپیما روی طراحی داخلی و خارجی ماشین کشف کنند.
فرمان خودرو ما را به یاد بوگاتی شیرون انداخت. آیا فرمان خودروی خاصی روی این طراحی تأثیر گذاشته بود؟
فرم فرمان کمتر تحت تأثیر یک خودروی تولیدی خاص شکل گرفت و بیشتر از فلسفه کلی بلکبرد یعنی وضوح، سادگی و ارتباط با راننده سرچشمه گرفت. بااینحال، ما به بیش از ۵۰ سال قبل نگاه کردیم و کابین خودروهای واقعاً زیبای آن دوران را مطالعه کردیم؛ هر چیزی که از نظر فلسفی و زیباییشناسی منطقی به نظر میرسید، در کابین بلکبرد به کار گرفته شد.
از منظر طراحی، کدام بخش از بلکبرد نیازمند بیشترین کار بود؟
سختترین بخش خودرو، فضای پیرامون ورودی سایدپاد بود. در آن نقطه، سطوح و عملکردهای بسیار زیادی بهطور همزمان با یکدیگر تلاقی میکنند و همین کار را بسیار چالشبرانگیز میسازد. ما سطحی شیبدار داشتیم که به ورودی سایدپاد ختم میشد، از بخش پشتی گلگیر جلو نشأت میگرفت، با خط شانه تعامل داشت و با آینههای جانبی پایه-بلند همراهی میشد. تمامی این المانها باید بهگونهای به سرانجام میرسیدند که برای بیننده بهراحتی قابلهضم باشد و این کار نیازمند تکرارهای بیشماری بود. دستیابی به تعادل مناسب میان تنش سطوح، مدیریت خطوط تیز، بازتاب نور و تناسبات، نیازمند پالایش زیادی بود تا اطمینان حاصل شود که خودرو دراماتیک و درعینحال جاودانه به نظر میرسد.