اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر موازنهی قدرت میان غولهای سنتی دیترویت و موج تازهی خودروسازان چینی را به کانون توجه آورده است. از نگاه ترامپ، خودروسازان چینی میتوانند در ایالات متحده کارخانه تاسیس کنند و خودرو بسازند، بهشرط آنکه نیروی کار آمریکایی به کار بگیرند. جنرال موتورز، فورد و شاخهی آمریکای شمالی استلانتیس چندان از چنین چشماندازی خشنود نیستند و دستکاری ارزش ارز، یارانههای دولتی و دیگر برتریهای رقبای چینی را یادآور میشوند.
بهگزارش اتو اوولوشن، شورای سیاستگذاری خودروی آمریکا در گفتوگو با دیترویت فری پرس تأکید کرد که خودروسازان آمریکایی مدتها از سیاستهای حامی تولید داخلی پشتیبانی کردهاند، البته بهگونهای که میدان رقابت برابر باقی بماند. مت بلانت، رئیس شورای سیاستگذاری خودروی آمریکا، گفت: «ساخت خودرو در آمریکا بهدست خودروسازان چینی به خودروسازان دیترویت، کارگران کارخانهها و توان رقابتی صنعت داخلی آسیب میزند». موضع لابی خودروسازان نشان میدهد مسئله فقط حضور چند برند تازه نیست و نگرانی اصلی به دگرگونی قواعد رقابت در خاک آمریکا بازمیگردد.
نادیدهگرفتن خودروسازان چینی روزبهروز دشوارتر میشود. برندهایی مانند بیوایدی، چری و جیلی برای دستیابی به رشد بیشتر، فراتر از بازار داخلی چین را هدف گرفتهاند. محصولات چینی با تجهیزات استاندارد فراوان، فناوری پیشرفته و قیمتگذاری تهاجمی شهرت یافتهاند و تقریبا همهی خودروسازان غربی برای بازآفرینی چنین ترکیبی با دشواری روبهرو هستند. همین الگوی ارزشآفرینی، تقابل میان قدرت تثبیتشدهی دیترویت و بازیگران تازهنفس چینی را جدیتر کرده است.
برندهای چینی اکنون نزدیک به ۲۰ درصد از فروش خودروهای نو مکزیک را در اختیار دارند. نزدیکی جغرافیایی مکزیک، وضعیت را برای جنرال موتورز، فورد و استلانتیس آمریکای شمالی نگرانکنندهتر میکند. همسایهی شمالی آمریکا نیز پس از آنکه پیشتر با تعرفهای بازدارنده از صنعت خودروسازی خود محافظت میکرد، بهسوی پذیرش شمار محدودی از خودروهای ساخت چین حرکت کرده است. گسترش حضور چین در دو سوی مرزهای آمریکا، فشار رقابتی بر خودروسازان سنتی را افزایش میدهد.
بازار آمریکا فعلا مسیر متفاوتی را پیموده و تعرفههای سنگین بر خودروهای ساخت چین مانع شکلگیری حضور خردهفروشی برندهای چینی در کشور شدهاند. طرحهای قانونی پیشنهادی حتی میتوانند محدودیتها را بیشتر کنند و خودروها و فناوریهای متصل متعلق به مجموعههایی را هدف بگیرند که پیوندهای قابلتوجهی با چین یا دیگر کشورهای نگرانکننده دارند. در سوی دیگر، حضور بیوایدی و برند دنزا در نمایشگاه خودروی بریتانیا در سال ۲۰۲۶، با تصویری منتشرشده از سوی بیوایدی، نمونهای از تلاش خودروسازان چینی برای توسعهی فعالیت در بازارهای خارجی به شمار میرود.
خود فورد نیز بهدلیل همکاری با CATL و جیلی با انتقادهایی آشکارا حمایتگرایانه روبهرو شده است. شان دافی، وزیر حملونقل آمریکا، فورد را متهم کرده که برندی با هویت کاملا آمریکایی را بیش از اندازه به نهادهای چینی برخوردار از حمایت دولتی گره میزند. او همزمان برنامهی زمانی خودروساز مستقر در دیربورن برای انتقال تولید لینکلن ناتیلوس (Lincoln Nautilus) از چین به آمریکا را زیر سؤال برده است. فورد نیز با صراحت و شدت به انتقادهای مطرحشده پاسخ داد.
با درنظرگرفتن همکاریهای چینی فورد، موضع تازهی ترامپ دربارهی امکان تولید خودروهای چینی در خاک آمریکا جذابتر و پیچیدهتر به نظر میرسد. جیم فارلی، مدیرعامل فورد، پیشتر دربارهی تهدید رقابتی چین با صراحتی کمسابقه سخن گفته بود. جیم فارلی، مدیرعامل فورد، گفت: «شیائومی SU7 (Xiaomi SU7) خودرویی باکیفیت است که تجربهی دیجیتال قدرتمند و عملکرد بسیار خوبی دارد». چنین ارزیابی مستقیمی از زبان مدیر یکی از نمادهای صنعت خودروی آمریکا، فاصلهی فناوری و ارزش پیشنهادی میان دو جبهه را برجسته میکند.
پرسش بزرگ برای سه خودروساز بزرگ دیترویت آن است که آیا پذیرش رقابت با چین باید به دعوت از خودروسازان چینی برای تولید در خاک آمریکا نیز بینجامد یا نه. صنعت خودروی آمریکا پیشتر نتوانسته قابلیت اطمینان محصولات تویوتا را تکرار کند. میتوان استدلال کرد که برندهای آمریکایی در ارائهی ارزشی همسطح خودروهای چینی نیز ناکام خواهند ماند. احتمال تولید محلی خودروهای چینی، رقابتی را پدید میآورد که دیگر نمیتوان تنها با تعرفه و فاصلهی جغرافیایی مهارش کرد.
درحالحاضر هیچ کارخانهی چینی تولید خودروی سواری یا وانت در خاک ایالات متحده در دست ساخت نیست. اظهارنظر دونالد ترامپ نیز بهجای اعلام برنامهای اجرایی، صرفا دری را برای چنین احتمالی باز کرده است و همین وضعیت فعلا رضایت دیترویت را در پی دارد. خودروسازان دیترویت میخواهند پیش از آنکه نخستین آچار در کارخانهای چینی در آمریکا به حرکت درآید، قواعد رقابت با دقت بررسی شوند. جدال اصلی بر سر آن خواهد بود که آیا نیروی کار آمریکایی بهتنهایی برای برابرکردن میدان رقابت کافی است یا مزیتهای ارزی، یارانههای دولتی، فناوری و قیمتگذاری چین همچنان کفهی ترازو را به سود رقبای تازه سنگین نگه میدارند.
نظر شما دربارهی تولید خودروهای چینی در خاک آمریکا چیست؟