دهه ۱۹۶۰ یکی از خاطرهانگیزترین دورههای تاریخ خودروسازی است که در آن شاهد ظهور عملکرد خالص و برخاسته از پیستهای مسابقه در جادههای عموم بودیم. در آن سالها، نسخههای قدرتمند خودروهای عضلانی آمریکایی معمولاً سوپرکار نامیده میشدند اما دههها بعد، آن اسطورههای قدرتمند بهعنوان ماسل کار شناخته شدند و واژه از سوپراسپرت برای توصیف ماشینهای بسیار خاصتر استفاده شد. در ادامه با پنج هیولای خیابانی دهه ۱۹۶۰ آشنا میشویم که دقیقاً پیش از شکلگیری این تعاریف، راه را برای سوپراسپرتهای امروزی هموار کردند.
فراری 250 GTO
در اوایل دهه ۶۰ میلادی، با اینکه فراری پتانسیل بالای خودروهای موتوروسط را در مسابقات کشف کرده بود اما پرچمدار خیابانی خود را همچنان بر اساس فرمول سنتی موتور جلو توسعه میداد و نقطهٔ اوج این سبک، در مدل 250 GTO تجلی یافت. این اسب سرکش که بهطور اختصاصی برای حضور در مسابقات گروه ۳ گرند تورینگ فدراسیون بینالمللی اتومبیلرانی متولد شد، به لطف قوانین همولوگیشن ملزم بود نسخههایی با مجوز تردد خیابانی نیز داشته باشد. این خودرو به لطف ایدهها و طراحیهای جوتو بیزارینی تکامل یافت؛ کسی که با استفاده از آزمایشگاه تونل باد در دانشگاه، ضریب آیرودینامیک خودرو را بهبود بخشید. فراری با بهرهگیری از طراحی هوشمندانه بدنه، آیرودینامیک پیشرفته و قلب تپنده V12 با قدرت ۳۰۰ اسب بخار، یکی از تواناترین ماشینهای عصر خود را روانه جادهها کرد. 250 GTO که تنها در ۳۶ دستگاه تولید شد، استانداردهای جدیدی را برای خودروهای خاص تعیین کرد و به خواستنیترین مدل تاریخ فراری تبدیل شد.
لامبورگینی میورا
فروچیو لامبورگینی در سال ۱۹۶۳ کارخانه خودروسازی خود را با هدف ساخت بهترین گرند تورر جهان تأسیس کرد یعنی خودروهایی که حتی بتواند محصولات فراری را هم کنار بزند. اگرچه مدل اولیه 350 GT تا حد زیادی انتظارات را برآورده کرد اما این میورا با ترکیب موتوروسط بود که نام این برند نوپا را سر زبانها انداخت و راه را برای تولید سوپراسپرتهای مدرن هموار ساخت. میورا که در سال ۱۹۶۶ به دنیای معرفی شد، در عمل بیشتر به یک خودروی استقامتی مسابقهای شباهت داشت تا یک کروزر لوکس و راحت که فروچیو لامبورگینی در ابتدا قصد ساختنش را داشت. بااینحال، خطوط سیال و طراحی رادیکال بدنه چنان دل ثروتمندان را ربود که تا پایان دهه ۱۹۶۰، آمار فروشی بسیار فراتر از رؤیاهای مدیران لامبورگینی را ثبت کرد. نسخه ارتقاءیافته P400 S موسوم به میورا S نیز که با قدرت ۳۷۰ اسب بخار که در سال ۱۹۶۸ عرضه شد، استاندارد جدیدی در دنیای خودروهای خاص آفرید. میورا با ظاهر خیرهکننده، عملکرد بینظیر و هندلینگ برتر، لامبورگینی را به اوج شهرت رساند، استانداردهای پرچمداران آینده این شرکت را شکل داد و پایهگذار سوپراسپرتهای مدرن شد.
فورد GT40 MK III
تاریخچه فورد GT40 پیوندی ناگسستنی با یکی از جذابترین نبردهای موتوراسپورت یعنی تلاش برای شکست دادن امپراتوری فراری در لمان دارد. این شاهکار مهندسی که ابتدا برای تسخیر پیستهای مسابقه متولد شده بود، در تعداد محدودی نیز راهی جادهها شد تا چهرهای رامتر اما همچنان خشن به نمایش بگذارد. با وجود اینکه چندین شاسی از مدل Mk I برای استفاده در خیابان تبدیل شدند اما مدل Mk III تنها نسخه از GT40 بود که از صفر برای جادههای عمومی ساخته شد. این مدل بین سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۹ تنها در ۷ دستگاه تولید شد درحالیکه برنامهریزی اولیه بر ساخت ۲۰ دستگاه بود. MK III تغییرات زیادی نسبت به نسخه مسابقهای خود داشت که شامل سیستم تعلیق نرمتر و تنظیمشده برای خیابان، یک فضای بار کوچک و کاربردی، چراغهای جلوی مطابق با قوانین و یک پیشرانه ۴.۷ لیتری V8 اصلاحشده فورد بود که کمی بیش از ۳۰۰ اسب بخار قدرت تولید میکرد. اگرچه این مدل نسبت به نسخه مسابقهای بسیار ضعیفتر و آرامتر بود اما همچنان ماهیت وحشی همتای برنده لمان خود را حفظ کرده بود و تمامی عناصر یک سوپراسپرت را در خود داشت. این خودرو از نظر تجاری به دلیل قیمت نجومی شکست خورد، اما به یک مدل اسطورهای و خیابانی تبدیل شد که راه را برای سوپراسپرتهای مدرن هموار کرد.
شلبی کبرا ۴۲۷ سوپر اسنیک
کارول شلبی پسازآنکه به دلیل مشکلات پزشکی مجبور شد از رانندگی حرفهای مسابقه خداحافظی کند، سفری را برای ساخت خودروی اسپرت بینقص مناسب جاده و پیست آغاز کرد. این خودرو که بر پایه شاسی سبکوزن AC Ace ساخت بریتانیا شکل گرفت، همان شلبی کبرا افسانهای شد. کبرا که نخستین بار در سال ۱۹۶۲ معرفی شد، تا سال ۱۹۶۷ در سه نسخه متمایز به تولید رسید و به یکی از چشمگیرترین خودروهای اسپرت تاریخ تبدیل شد. علاوه بر مدلهای تولیدی سری که در جادهها و پیستهای سرتاسر جهان برای خود نامی دستوپا کرده بودند، کارول شلبی و تیمش یک نسخه ویژه خیابانی نیز ساختند که در ابتدا بهعنوان خودروی تبلیغاتی برای به نمایش گذاشتن پتانسیل واقعی پلتفرم کبرا و تخصص شلبی آمریکن در نظر گرفته شده بود. این نسخه ویژه که سوپر اسنیک نام گرفت، از بدنه نسخه مسابقهای با کاپوت متمایز بهره میبرد که در زیر آن یک پیشرانه هیولایی ۷ لیتری فورد مجهز به دو سوپرشارژر پنهان شده بود. این پیشرانه قدرتمند با تولید حدود ۸۰۰ اسب بخار، سوپر اسنیک را از یک خودروی اسپرت قدرتمند به یک سوپراسپرت فوقالعاده سریع و البته خطرناک تبدیل کرد. این نسخه هرگز به تولید انبوه نرسید و بهجز نمونه اولیهای که خود شلبی از آن استفاده میکرد، تنها یک دستگاه دیگر برای دوست صمیمی او یعنی بیل کازبی کمدین ساخته شد.
شورلت کوروت L88
کوروت در طول تاریخ حیات خود یکی از محبوبترین خودروهای اسپرت کره زمین بوده است اما چند نسخه خاص مثل ZR1، مرزهای کلاس خود را جابهجا کرده و به قلمروی سوپراسپرتها قدم گذاشتهاند. در سال ۱۹۶۷، نسل دوم کوروت فروش بسیار خوبی داشت اما شورلت نسخه ویژهای را اضافه کرد که این خودروی اسپرت را بیشازپیش خیرهکننده ساخت. این نسخه خاص که بهعنوان یک مدل همولوگیشن با مجوز تردد خیابانی ساخته شده بود، از نظر ظاهری کاملاً معمولی به نظر میرسید اما در زیر کاپوت خود میزبان یک پیشرانه تمامعیار مسابقهای بود. این پیشرانه با کد L88، به سرسیلندرهای آلومینیومی اختصاصی و قطعات داخلی سنگین مجهز شده بود تا نیرویی وحشیانه را از معماری بلوک بزرگ مارک IV بیرون بکشد. روی کاغذ، این پیشرانه ۴۳۰ اسب بخار قدرت تولید میکرد اما خروجی واقعی آن در دنیای واقعی به فراتر از ۵۰۰ اسب بخار میرسید؛ موضوعی که کوروت مجهز به پیشرانه L88 را از مرز خودروهای اسپرت معمولی عبور داده و مستقیماً وارد قلمروی سوپراسپرتها کرد. این کوروت استثنایی که در مدل سال ۱۹۶۷ تنها در تعداد محدود ۲۰ دستگاه ساخته شد، پیشگامی حماسی برای سوپراسپرتهای مدرن محسوب میشد.
منبع Autoevolution