اگر خودروسازان بزرگ دنیا را مانند اعضای یک خانواده تصور کنیم، فرض کنید بامو و آئودی یکی از بااستعدادترین فرزندان خود را برای یک سال تحصیل و زندگی راهی غرب آمریکا کنند. دوج چارجر اسکات پک که در قالب یک لیفتبک چهاردر هم قابل خریداری است، دقیقاً حس و حالی شبیه به آئودی S5 اسپرتبک یا بامو M440i گرن کوپه دارد که پس از چنین سفری، حدود ۱۰ درصد در ابعاد رشد کرده و نزدیک به ۳۶۰ کیلوگرم وزن اضافه کرده است اما به لطف تمرینات بدنسازی سنگین، همچنان میتواند پابهپای نسلهای قبلی خود در جاده بتازند.
برای درک درست این دوج بزرگ باید زاویه دید خود را تغییر دهیم. درست است که این خودرو ریشه در دنیای اصیل ماسلکارها دارد اما هیچکس قرار نیست آن را با رقیب سنتیاش یعنی فورد موستانگ کوپه مقایسه کند. در عوض، بهتر است آن را برداشت و تفسیر آمریکاییها از یک گرن کوپهٔ لیفتبک چهارچرخ محرک اروپایی بدانیم. با این دیدگاه، چارجر حتی از پرچمدار آئودی یعنی RS7 هم عضلانیتر و جادارتر به نظر میرسد، هرچند از نظر قیمت و مشخصات فنی بیشتر به گزینههای جمعوجورتری مانند آئودی S5 یا بامو M440i گرن کوپه نزدیک است.
حضور پیشرانه شش سیلندر توئین توربوی هم در این مدل، رقابت را داغتر کرده است؛ موتوری که در مقایسه با پیشرانه تکتوربوی بامو، ۱۶۴ اسب بخار قدرت و ۱۸۰ نیوتنمتر گشتاور بیشتری تولید میکند و حتی مدل M4 کامپتیشن را هم پشت سر میگذارد. این حجم از نیروی مازاد باعث شده تا نسبت وزن به قدرت چارجر وضعیت بسیار مطلوبی پیدا کند.
پرفورمنس طوفانی در خط مستقیم
شروع حرکت با این غول سنگینوزن کار چندان پیچیدهای نیست. کافی است حالت اسپرت را فعال کنید، هر دو پدال را تا رسیدن دور موتور به حدود ۳ هزار rpm برسانید و با رها کردن ترمز، شلیک خودرو را تجربه کنید. اگرچه رقبای اروپایی در لحظه شروع حرکت سریعتر عمل میکنند اما چارجر در ادامه مسیر کمکاری را جبران کرده و حتی S5 را با اختلاف ۰.۳ ثانیه در شتابگیری پشت سر میگذارد.
اگر به دنیای ماسلکارها برگردیم، ثبت شتاب صفر تا ۹۷ کیلومتر بر ساعت در زمان ۴.۱ ثانیه و طی کردن مسافت ۴۰۰ متر در ۱۲.۵ ثانیه نشان میدهد که این مدل بهراحتی نسل قبلی خود یعنی نسخه وایدبادی مجهز به موتور V8 را جا گذاشته است. چسبندگی کمتر محور عقب در مدلهای V8 قدیمی دلیل اصلی کندی آنها بود اما موتور شش سیلندر جدید ثابت میکند که پیشرانههای پرقدرت مدرن کاملاً دست بالا را دارند.
چالشهای ترمزگیری و هندلینگ
کالیپرهای بزرگ برمبو در محور جلو و لاستیکهای چهارفصل گودیر کار سختی برای متوقف کردن این جثه سنگین دارند اما از پس آن برمیآیند. پدال ترمز حس نسبتاً فنری و بازی دارد، بااینحال خودرو را از سرعت ۹۷ کیلومتر بر ساعت در مسافت ۳۴ متری متوقف میکند. نکته مثبت اینکه ترمزها در استفادههای سنگین دچار افت عملکرد نشدند اما لیفتبکهای سبکوزن اروپایی مسافتهای کوتاهتری را برای توقف نیاز دارند. با وجود وزن نزدیک به ۲.۵ تنی و لاستیکهای چهارفصل، چارجر در تستهای هندلینگ و چسبندگی جانبی شتاب جانبی ۰.۹۲ جی را ثبت کرد که رقمی بسیار آبرومندانه است و با آخرین مدل ۳ لیتری چهارچرخ محرک بامو برابری میکند.
تفاوت اعداد روی کاغذ با واقعیت جاده
بااینحال، وقتی وارد دنیای واقعی میشوید، چارجر سیکسپک اسکات پک چندان تمایلی ندارد این پلتفرم پرقدرت را بهراحتی به رخ بکشد. حالت اسپرت دیفرانسیل عقب و سیستم لاینلاک کمک میکنند تا دود غلیظی از لاستیکها بلند کنیم اما وقتی با استفاده از لانچ کنترل و سپس حالت تختهگاز معمولی تستهای شتاب را تکرار کردیم، کامپیوتر ۴.۸ ثانیه را ثبت کرد که این عدد بیشتر ما را به یاد خودروهایی مثل بامو X7 میاندازد. درواقع، از میان تمامی کوپهها و سدانهای ۵۲۵ تا ۵۷۵ اسب بخاری که از سال ۲۰۲۰ آزمایش کردهایم، تنها یک خودرو به زمانی بیش از ۴ ثانیه برای رسیدن به سرعت ۹۷ کیلومتر بر ساعت نیاز داشته که آن رولزرویس گوست فوقالعاده لوکس و آرام است!
مشکلات کابین
وقتی به ابعاد این خودرو که پهنایی هماندازه با وانت فورد دارد عادت کنید، رانندگی در شهر قابلقبول میشود. مدل فولآپشن تستشده به پکیج کربن و جیر مجهز بود اما سرنشینان عقب با پلاستیکهای براق و ارزانقیمتی روبهرو میشوند که شبیه خودروهای اقتصادی است. دید اطراف به دلیل شیشههای باریک و نوارهای تزئینی سقف محدود شده و جای تعجب دارد که سیستم رانندگی نیمهخودکار بدون دست هنوز برای آن قابل سفارش نیست. ریشه برقیمحور پلتفرم STLA محدودیتهای مهندسی عجیبی را به نسخه بنزینی تحمیل کرده است. با وجود ابعادی در حد سدانهای بزرگ، فضای صندلی عقب خاطره جگوارهای XJ قدیمی را زنده میکند؛ جایی که زانوها بالا قرار میگیرند و سر سرنشینان قدبلند به دلیل برآمدگی محل لولاهای سقف و صندوق با بدنه برخورد میکند. صندوق بار نیز با وجود حجم اعلامی مناسب، به دلیل کف بسیار بلند و طراحی عجیب درِ صندوق، برای چمدانهای بزرگ کارایی مناسبی ندارد و حتی جای چرخ زاپاس هم در نظر گرفته نشده است.
جمعبندی نهایی
بزرگترین نقطه قوت دوج چارجر جدید طراحی ظاهری آن است؛ خودرویی که از هر زاویهای خیرهکننده و بینقص به نظر میرسد. با توجه به تیراژ تولید محدود، احتمال اینکه نمونههای زیادی از آن را در خیابان ببینیم کم است و همین استایل جذاب، بزرگترین انگیزه برای نشستن پشت فرمان این غول آمریکایی خواهد بود.
نقاط قوت
· ظاهر زیبا و جذاب
· ویژگیهای پرفورمنس سرگرمکننده
· رنگهای بیرونی جذاب
نقاط ضعف
· مشکلات جانمایی داخلی
· وزن سنگین و تأخیر توربو
· ابعاد بزرگ
مشخصات فنی
Dodge Charger Scat Pack Plus Sixpack | |
|---|---|
پیشرانه | ۳٫۰ لیتری I6 توئین توربو |
قدرت | ۵۵۰ اسب بخار |
گشتاور | ۷۲۰ نیوتن متر |
گیربکس | ۸ سرعته اتوماتیک |
محور محرک | چهارچرخ |
وزن | ۲۲۴۵ کیلوگرم |
طول | ۵٬۲۴۸ میلیمتر |
عرض | ۲٬۰۳۰ میلیمتر |
ارتفاع | ۱٬۵۰۳ میلیمتر |
فاصلهٔ محوری | ۳٬۰۷۳ میلیمتر |
مصرف سوخت | ۱۲٫۴ لیتر ترکیبی |
شتاب صفرتا ۹۶ | ۴٫۱ ثانیه |
مسافت ۴۰۰ متر | ۱۲٫۵ ثانیه |
توقف از ۹۶ کیلومتر | ۳۴٫۱ متر |
پیست Figure-8 | ۲۵٫۱ ثانیه |
شتاب جانبی | ۰٫۹۲ جی |
قیمت پایه | ۶۳٬۹۸۵ دلار |
قیمت تستشده | ۷۲٬۹۹۵ دلار |
منبع: MotorTrend