اقتصاد جهانی به ترکیبی پیچیده از بازارهای بهسرعت متغیر، تنشهای سیاسی، قوانین محلی، تعرفهها و بیثباتی عمومی تبدیل شده و سرانجام یکی از بزرگترین خودروسازان جهان را در موقعیتی بسیار دشوار قرار داده است. فولکسواگن اکنون همان خودروسازی محسوب میشود که تعادلش را از دست داده و با فشردن دکمهی قرمز هشدار، برای مهار بحرانی فراگیر تلاش میکند. فشارهای موجود فقط برند فولکسواگن را هدف نگرفتهاند و تمام برندهای زیرمجموعهی گروه را درگیر کردهاند.
بهگزارش کارباز، خودروسازی که برای کسب عنوان بزرگترین تولیدکنندهی خودرو در جهان با تویوتا رقابت میکند، پیشبینی حاشیهی سود عملیاتی خود را از ۴ درصد به تنها یک درصد کاهش داده است. گروه فولکسواگن در بهترین حالت برای سال ۲۰۲۶ حاشیهی سود یکدرصدی را انتظار دارد؛ رقمی که فاصلهی چشمگیری با پیشبینی اولیهی ۴ تا ۵٫۵ درصدی دارد. پیامدهای چنین افتی بسیار گسترده خواهد بود و همهی برندهای تحت مالکیت گروه فولکسواگن را تحتتاثیر قرار میدهد.
مدیریت گروه در واکنش به بحران، بازسازی بنیادی عملیات را بررسی میکند و قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۰۰ هزار شغل را حذف کند. حتی کنارگذاشتن تدریجی سئات (SEAT) رسما در دست بررسی قرار گرفته؛ تصمیمی که نشان میدهد دیگر هیچ بخش تثبیتشدهای از ساختار گروه مصون نیست. پورشه نیز دورهی دشواری پیش رو دارد، زیرا حاشیهی سودش در سال ۲۰۲۵ به رقم بسیار ناچیز ۱٫۱ درصد رسید و مشکلات بیشتری هم در مسیر برند دیده میشود.
ابعاد مشکل مالی چنان بزرگ شده که مدیران ارشد دیگر آن را پشت درهای بسته نگه نمیدارند. آرنو آنتلیتس، مدیر مالی گروه فولکسواگن، گفت: «تغییرات بازار عمیق و ماندگارند و ما هیچ زمانی برای از دست دادن نداریم». هشدار صریح مدیر مالی نشان میدهد گروه با یک افت مقطعی روبهرو نیست و تغییر ساختاری بازار، پایههای مدل اقتصادی دیرینهی آن را به چالش کشیده است.
فولکسواگن تقریبا در مرکز تمام مشکلاتی قرار دارد که یک خودروساز امروزی ممکن است تجربه کند. تعرفههای بازار آمریکا، تقاضای ضعیف در چین، تشدید رقابت جهانی از سوی خودروسازان چینی، افزایش هزینهی انرژی و انتظار سهامداران برای رشد سالانهی سود، همزمان بر عملکرد گروه فشار میآورند. قوانین بازار اروپا نیز حرکت بهسوی خودروهای تمامبرقی را تحمیل میکنند؛ روندی که فروش خودروهای بنزینی سودآور را کاهش میدهد و فروش مدلهای برقی با سودآوری بهمراتب کمتر را شتاب میبخشد.
یکی از عبارتهایی که احتمالا در سال آینده بارها شنیده خواهد شد، «تنوع قطعات» است. فولکسواگن میخواهد تنوع قطعات در نسل آیندهی محصولات را تا ۷۵ درصد کاهش دهد تا قطعات مشترک در خودروهای بیشتری به کار بروند و هزینهی تولید پایین بیاید. برای نمونه، استفاده از دستگیرهی در متفاوت در هر مدل دیگر توجیهی نخواهد داشت و استانداردسازی گستردهتر میتواند صرفهجویی قابلتوجهی ایجاد کند.
برنامهی دیگر، کاهش شمار مدلهای قابلعرضه تا سقف ۵۰ درصد است؛ تصمیمی تلخ برای مجموعهای که سلطهی خود را بر ایدهی ارائهی یک خودرو برای هر نوع خریدار بنا کرده بود. زیر چتر فولکسواگن میتوان از یک هاچبک کوچک و ساده تا سوپراسپرت پرزرقوبرق لامبورگینی و شاسیبلند فوقلوکس بنتلی خرید. چنین گسترهای تنوع فراوان و هزینهی سنگینی پدید آورده، آن هم در صنعتی که وضعیتش بهاندازهی طوفان برفی ناشی از اثر دریاچه پیشبینیناپذیر شده است.
فولکسواگن هماکنون تعدیل نیرو را آغاز کرده، دربارهی حذف یک برند از سبد خود گفتوگو میکند و در آستانهی اجرای برنامهای عظیم برای کاهش هزینههای تولید و محدودکردن تنوع مدلها قرار دارد. کمسودترین برند گروه، همزمان هزینههای توسعهی بسیار بالایی تحمیل میکند؛ بنابراین احتمالا شایعات فروش پورشه دوباره قوت خواهند گرفت. با وجود فشار مالی، پورشه یکی از جواهرهای تاج فولکسواگن بهشمار میآید و گروه احتمالا برند آلمانی هموطنش را محکم نگه میدارد؛ در نتیجه ممکن است شایعههای فروش لامبورگینی بار دیگر بالا بگیرند.
از دیدگاهی خوشبینانه و بلندمدت، کاهش شمار مدلهای تولیدی الزاما اتفاق بدی برای مصرفکنندگان نخواهد بود، بهویژه اگر فولکسواگن به ریشههای خود بازگردد. زمانی محصولات برند فولکسواگن بهطور پیوسته کیفیت بالایی داشتند، از شخصیت واقعی برخوردار بودند و هم علاقهمندان خودرو و هم رانندگان عادی دوستشان داشتند. تمرکز دوباره بر تعداد کمتری محصول میتواند منابع مهندسی و مالی را به مدلهایی هدایت کند که هویت روشنتر و کیفیت بالاتری دارند.
بااینهمه، فولکسواگن اکنون به لبهی پرتگاه نزدیک شده و نشانهای دیده نمیشود که وضعیت سیاسی و مالی جهان به این زودیها آرام بگیرد. گروه باید در برابر طوفانی دوام بیاورد که ریشههایش از چین و آمریکا تا مقررات اروپا، هزینهی انرژی و رقابت خودروهای برقی امتداد یافتهاند. کارباز در پایان گزارش، موتور۱ (Motor1) را نیز بهعنوان منبع ذکر کرده است.
بهنظر شما فولکسواگن برای عبور از بحران باید کدام برندها یا مدلها را کنار بگذارد؟