خودروهای سنگین

کنکورد لاینر، موتورهومی مجلل با پارکینگ داخلی برای خودرو!

شیوع ویروس کرونا در دنیا سفرهای جاده‌ای را مختل کرده است اما در همین شرایط هم با داشتن یک موتورهوم کاملاً مجهز مثل کنکورد لاینر می‌توان سفر لذت‌بخشی را تجربه کرد. این موتورهوم مجلل که بر اساس کامیون مرسدس بنز آتگو ساخته شده و در دو نسخهٔ لاینر ۹۹۰ و لاینر ۱۰۹۰ ارائه می‌شود، از تمام امکانات راحتی خانه و همین‌طور چند شگفتی برخوردار است.

برجسته‌ترین ویژگی این خانهٔ متحرک برخورداری از پارکینگی برای خودرو است که در عقب آن تعبیه شده است. مدل لاینر ۹۹۰ در پارکینگ خود می‌تواند یک اسمارت فورتو را جای دهد درحالی‌که در پارکینگ مدل بزرگ‌تر لاینر ۱۰۹۰ می‌توان خودروهایی مثل مینی کوپر یا فیات ۵۰۰ را هم جای داد. این موتورهوم همچنین به سیستم تعلیق بادی هم مجهز شده که به لطف این ویژگی می‌تواند با کاهش ارتفاع بخش عقبی خود، در حالتی مثل زانو زدن قرار گیرد تا ورود و خروج خودرو به پارکینگ راحت‌تر انجام گیرد.

این موتورهوم در داخل هم از فضای بسیار راحت و مجللی برخوردار است. هنگام ورود به کابین، در ابتدا سالنی بزرگ و جذاب با مبلمان مجلل جلب‌توجه می‌کند. بعد از سالن، کمی جلوتر یک آشپزخانهٔ شیک با اجاق‌گاز، سینک فولادی ضدزنگ، یخچال‌فریزر و قهوه‌ساز برقی به همراه آپشن‌هایی مثل ماکروویو و ماشین ظرف‌شویی تعبیه شده است. کنکورد لاینر همچنین به تختخوابی بزرگ و راحت و حمامی شیک هم مجهز است که برای آن می‌توان دوش موسوم به جنگل بارانی را هم سفارش داد.

البته خریداران می‌توانند موتورهوم را مطابق سلیقهٔ خود سفارشی‌سازی کنند و نسخه‌های بالاتر که به چرم پریمیوم و تریم چوب گردو مجهز هستند را انتخاب کنند. کنکورد لاینر به یک پیشرانهٔ شش سیلندر دیزلی ۷.۷ لیتری مجهز شده که ۳۰۰ اسب بخار قدرت دارد اما با توجه به اینکه خودرو وزن بسیار زیادی دارد، رانندگی با آن به گواهینامهٔ خاصی نیاز دارد. علاوه بر این، مشکل دیگر قیمت بسیار بالای این موتورهوم است که از ۳۵۰ هزار یورو آغاز می‌شود.

امیر دهقان

نویسنده و مترجم سایت پدال، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حقوق خصوصی

مطالب مشابه

‫۱۲ دیدگاه

  1. Ho3ein

    ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
    سوابق: (129 ديدگاه)

    از این‌کمپر ها تو ایران نیست😑 یعنی هیچی تو ایران نداریم
    بیشتر توی کشور های اروپایی استفاده میشه ؟حالا نمیدونم چرا؟؟

    موافقم ۰
    مخالفم ۰
    1. masoud

      ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
      سوابق: (15 ديدگاه)

      یه زمانی عاشق اینا بودم،خصوصا مدلی که کمی توانایی آفرود داشته باشه و شاید بهتر باشه یه موتور آفرودر ببری با خودت

      بعد از چند سال میبینم نه تنها بهش نزدیک نمیشم بلکه دارم از نون توی سفره ام هم دارم دور میشم

      دیگه اخبار خودرویی رو با عشق دنبال نمیکنم
      صرفا شده یه روزمرگی غم انگیز برای دوری از غم های بیشتر

      موافقم ۵
      مخالفم ۰
      1. " Swedish Arrogant Tiger "

        ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
        سوابق: (1123 ديدگاه)

        “دیگه اخبار خودرویی رو با عشق دنبال نمیکنم
        صرفا شده یه روزمرگی غم انگیز برای دوری از غم های بیشتر”
        متاسفانه دقیقا اوضاع همینه 🙁

        موافقم ۲
        مخالفم ۰
    2. علیx76

      ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
      سوابق: (812 ديدگاه)

      همونطور که تو متن گفته شده به اینا میگن موتورهوم
      کمپر بیشتر به اونایی میگن که روی وانت ساخته شدن مثل شورولت سیلورادو
      توی ایران هم کم و بیش هست
      جمس وندورا از ون های قدیمیه که تعداد خیلی کمی ازش تو ایران هست
      بعضی افراد با سلیقه هم رو ماشین هایی مثل ون فولکس واگن ( اسمشو نمیدونم ، فکر کنم کدی باشه ) و پیکاپ های قدیمی جمس و شورولت ساختن
      یکیشون توی فروم تیونینگ تاک پروژه رو شرح داده بود

      موافقم ۰
      مخالفم ۰
    3. بهروز

      ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
      سوابق: (2 ديدگاه)

      کمپر نیست. موتورهوم هست.
      کمپر یه اتاقک جدا هست که میسازن. یا پشت وانت تو قسمت بار نصب میشه یا به صورت یدک میشه به پشت ماشین نصب کرد و با ماشین کمپر رو میکشی.
      اما موتورهوم کلا رو خود ماشین میسازن. رو شاسی لخت مدلایی از فیات یا فولکس وان یا بنز میسازن.البته به اوناییم که داخل ون میسازن کمپر میگن. مدلایی مثل فولکس واگن کالیفرنیا و مرسدس بنز مارکوپول هم کمپر هستن. چون رو شاسی لخت نساختن. داخل خود ون ساختن. البته اشتباها بهش موتورهوم هم میگن که اشتباهه.
      بعدم تو کشورای اروپایی برا این استفاده میشه که تقریبا ۹۰ درصد شرکتایی که اینا رو میسازن اروپایی هستن. چه اونایی که موتورهوم میسازن چه اونایی که کمپر میسازن.
      تو استرالیا یا امریکا بیشتر کمپر میسازن. دلیل دیگش اینه که اروپایا واقعا عاشق سفرن. یه زمانی بود امریکاییا عاشق سفر بودن و اتفاقا شرکتای امریکایی حتی اتوبوس رو تبدیل به موتورهوم میکردن. اما یهویی فروکش کرد و الان تعداد خیلی کمی شرکت تو امریکا باقی موندن که اکثرشونم کمپر میسازن. اما واقعا عشقه این ماشینا.
      همه چی تمومه همه چی دارن.

      موافقم ۰
      مخالفم ۰
  2. حسن

    ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
    سوابق: (179 ديدگاه)

    خیلی خوب و عالی در حد یک هتل،چه مزه ای میده با این بره سفر،فقط یک مشکل داره که حتما باید پایه یک داشته باشی ،اگر راننده استخدام کنی هم که دیگه خودروی خانواده نمیشه

    موافقم ۱
    مخالفم ۰
  3. Malt hill

    ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
    سوابق: (354 ديدگاه)

    ون های مسافرتی مثل بنز مارکوپولو اینا خیلی خوبن
    ولی این دیگه خیلی بزرگه.

    موافقم ۰
    مخالفم ۰
  4. فريد

    ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
    سوابق: (224 ديدگاه)

    من همیشه میترسم این لاستیکای کوچیک نتونه وزن این غول با امکاناتشو تحمل کنه😂

    موافقم ۰
    مخالفم ۰
  5. " Swedish Arrogant Tiger "

    ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
    سوابق: (1123 ديدگاه)

    این مدل هارو خیلی دوست دارم، اگه شرایطش رو داشتم حتما
    سعی می‌کردم امتحانش کنم، البته ترجیحا یه مدل ۶در۶ یا یه
    یونیماگ.
    ولیکن حیف که دیگه پراید هم از دستمون در رفت
    حالا اون هیچی کرونا مارو نکشه اصلا چیزی نخواستیم…

    موافقم ۰
    مخالفم ۰
  6. بهروز

    ۱۷ مرداد ۱۳۹۹
    سوابق: (2 ديدگاه)

    یه مستند دیدم یه شرکت المانی بودش یه موتورهوم بر اساس فولکس واگن crafter ساخته بود. یعنی شاسی کاملا لخت بود ورقه های الومینیوم و سازه هارو رو همون شاسی میساختن. تبدیل به کمپر میکردن. طرف اینو از کارخونه تحویل گرفت و بعدم رفت دنیا رو بگرده.
    امکاناتش چی بود؟
    خب اول از همه دوتا باک داشت. ۲۰۰ لیتر دیزل. ۱۲۰۰ کیلومتر با یکبار سوختگیری میشد باهاش مسافرت بری.
    تانکر اب ۳۰۰ لیتر. برا یک هفته کافیه. اگه با دو نفر مسافرت میکنی و هرکدوم هر روز دوبار دوش میگیره.
    اشپزخونه کامل با سینک و کمد با یه یخچال و فریز کوچیک.
    تخت خواب دو نفره. قسمت نشیمن دارای یه مبل L شکل که ۳ نفر یا ۴ نفر میتونن روش بشینن. میز رو میشد بالا پایین کرد . همسطح مبل میشد و در واقع تبدیل به یه تخت یک نفر میشد. یعنی کلا ۳ تا تخت.
    ۲تا پنل خورشیدی هرکدوم ۲۰۰ وات. جمعا ۴۰۰ وات. ۴ تا باطری برا ذخیره انرژی. یه ژنراتور اندازه کیف یه چاپگر معمولی و باهاش میشه یا برق وسایل رو تامین کرد یا باطری ها رو باهاش شارژ کرد. برا مواقعی که خورشید نباشه.
    یه گرم کن دیزلی که با دیزل کار میکنه. اندازه یه فلاکس چایی اما کل ماشینو گرم میکنه. مصرفشم ۱ لیتر به ازای ۳ ساعت کارکرده. یه باک جداگونه ۴۰ لیتری داشت که دیزل این گرم کن و ژنراتور از این باک میرفت. اینطوری بگم ماشین خاموش بود اما این گرم کن روشن بود. زمستون تو شمال فنلاند بودن و بیرون منفی ۲۰ درجه سانتیگراد بود اما اینا با تیشرت داخل ماشین نشسته بودن.
    یه لباسشویی انداززه یه چمدون که زیر تخت خواب نصب شده بود و ۲.۵ کیلو لباس خشک رو میشست و خشک میکرد. یعنی لازم نبود لباسا رو بگیری اویزون کنی.
    پشت ماشین یه انباری داشت میشد دوچرخه یا وسایل دیگه توش بزاری. زیاد بزرگ نبود به اندازه دوتا دوچرخه جا داشت.
    بقیه فیلماش درباره سفر بود تا خود ماشین. اما دوتا لاستیکای جلو عاج عمیق داشتن. تو محور عقب ۴ تا لاستیک میخورد. یعنی هر طرف ۲ تا لاستیک کنار هم. لاستیکاشونم خفن بودن. انگار برا افرود ساخته شده بودن. افرد باهاش ندیدم برن اما جاده های خای میرفتن. شاسی هم فاصله ی ۳۰ سانتی از زمین داشت. به نظرم فاصله ش خوب بود. میشد باهاش افرودم بری.
    اها انتن vhf و uhf و gsm و gps داشتن. دوربین ۳۶۰ درجه روش نصب بود و با ای پد میشد بیرونو ببینی. میشد ۲ تا ای پد به سیستم وای فای ماشین وصل کنی و همزان ماشینو کنترل کنی. با ای پد همه چی ماشین کنترل میشد. از باطریها و شارژر باطری تا میزان اب و میزان بنزین و نور کابین.
    اپشنای دیگم میشد انتخاب کنی مثل ۵ تا ترکر جی پی اس که هر ۳۰ ثانیه یه پینگ میفرسته. قیمتش فکر کنم ماهی ۳۰ یورو بود. بعدم تو سایت شرکت ماهواره ایی میرفتی میتونستی مسیر رو ببینی. البته ۵ تا وسیله بود. یکیشو میتونستی تو ماشین بزاری. یکیشو تو جیب خودت. یکی دیگه شو تو جیب همسرت. یکی دیگشو تو دوچرخه یا موتورسیکلت.
    خفن ترین سفرشون همون شمال فنلاند و سوئد و نروژ بود. تو یه محلی شبیه پارک ماشینو پارک کرده بودن و شب خوابیدن. صبح بلند شدن دیدن تا نصف ماشین زیر برفه. در ماشین باز نمیشه. طرف میگفت وسط جنگل پارک ساختن اما ادم نیست بیاد پارک بازی کنه. با یکم فشار دادن تونستن در رو باز کنن بعدم برفا رو کنار زدن. چون شب موقع برف باریدن باد زده بود و هرچی برف بود رو اورده بود کنار ماشین. دلم این مسافرتو میخواد. با ماشین بری تو دل خطر.
    ولی عجب وسایلی داشتنا. وسایلشونو یاد داشت کردم چون خودم اهل کوه نوردی ام و دوساله خورد خورد دارم وسایل جمع میکنم.
    الان خدمتتون عرض میکنم. قیمتا رو رند کردم. مثلا ۹۹ یورو هست. من ۱۰۰ مینویسم.
    جی پی اس دستی ۷۰۰ یورو
    چاقو ۲۰۰ یورو. دوتا داشتن.
    یه کوله پشتی ۵۰۰ دلار. خود کوله پشتیشون ۵۰۰ یورو بود.
    جعبه کمکهای اولیه مثل قرصای ویتامین و ضد تب و ضد عفونت و چسب و بانداژ و غیره به قیمت ۱۰۰ یورو.
    جوراب و لباس و تی شرت و تی شرت زیر لباس و لباس زیر و کاپشن و شلوار همشون برا شرائط سخت و حیات وحش ۲۰۰۰ یورو.
    شلوار و کاپشن برا هوای بارونی ۶۰۰ یورو.
    اره شبیه طناب که جمع میشه ۸۰ یورو.
    تبر ۱۵۰ یورو
    ظروف اپشزی ۱۰۰ یورو
    ۴ تا پاوربانک مشکی با ظرفیت بالا هرکدوم ۲۵۰ یورو.
    یه پنل خورشیدی که اندازه یه کتاب معمولیه اما باز میشه و روش ۴ تا پنل هست. ۲۰۰ یورو
    ۳ تا کفش مختلف. یدونه کفش شهری و پیاده روی ۲۵۰ یورو. یدونه نیم بوت ۲۰۰ یورو. یدونه بوت کامل ۳۵۰ یورو.
    قطب نما ۳۰ یورو
    یه کیف وسایل نظافت و صابون و تیغ و یه سری وسایل دیگه ۱۵۰ یورو.
    دوتا ساعت. یه دیجیتال کاسیو ۱۴۰یورو. یه ساعت عقربه ایی مارکش یادم نیست ۸۰۰ یورو.
    یه خیمه ۷۵۰ یورو
    یه کیسه خواب ۲۵۰ یورو
    یه ست ابزار شبیه چاقو سوئیسی ولی شبیه انبردست بود وقتی باز میشد و ساخت یه شرکت امریکایی بود ۳۰۰ یورو.
    دوربین شکاری ۷۰۰ یورو. عاشق دوربینه شدما.
    یه دستگاه تصفیه اب پلپی که اندازه یه نوشابه خانواده بود. از وسط نصف میشد و جمع میشد. ۲۵۰ یورو. دوتا شلنگ داشت. یکیشو داخل جوی اب میزاری بعدم دسته شو مثل پمپ بالا پایین میکنی از اینور اب سالم میاد بیرون.
    طناب و خرت و پرتای دیگه بود ننوشتم.
    و مهمترین نکته ی اموزشیش این بود که طرف این وسایل همه رو تو کوله پشتی جا کرد. اون خانومه که همراهش بود وسایلشو نشون نداد. اما میگفت وسایل اونم همینن اما کمتره.
    طرف تنها یکی از ساعتهاش ۱۵۰ یورو قیمت داره. اما من کل وسایلی که تو این ۲ سال جمع کردم به ۵۰ یورو نمیرسه. کل وسایلم چینی و متفرقه. طرف ۴ تا پاوربانک خریده هرکدوم ۲۵۰ یورو. من وسایلم به ۵۰ یورو نمیرسه. در واقع دنبال چیدن وسایل تو کوله پشتی بودم این فیلمو تو یوتوب پیدا کردم. به کسی نگین اما برا ما فیلتر نیست. بعدم فیلمای دیگشو دیدم.

    وسایل دیگه ایی که تو ماشینشون داشتن:
    یه مک بوک پرو ۳۵۰۰ یورو
    یه لپ تاپ ویندوزی لنوو ۱۵۰۰ یورو
    یه دوربین سونی با چهار پنج تا لنز ۲۵ هزار یورو
    یدونه درون dji با باطری اضافه و کنترلر ۲۵۰۰ یورو
    یه گوشی ایفون ۱۷۰۰ یورو
    دوتا گوشی معمولی از اینا که دکمه داره و بدونه دوربینه. قیمتشو نگفت اما برا احتیاط با خودشون داشتن.
    یه چاپگر خیلی کوچیک اندازه کف دست . ۱۲۰ یورو. این چاپگره اینطوریه که کاغذ زینک توش میزاشت بعدم عکس چاپ میکرد. بلوتوثی بود و باطری داشت. باطریش تموم میشد شارژ میکردی. میگفت جاهایی که میریم عکس میگیریم و ۱۰ دلار میتونین سفارش بدین و عکس رو به ادرستون هرجای دنیا هستین پست میکنه.
    دوتا دوچرخه . دوچرخه پسره مریدا بود ۱۵۰۰ یورو. شهری بود دوچرخش. میگفت وقتی تو شهر هستیم با دوچرخه میریم اینور اونور. برا خانومه گفتش که دوچرخه از قدیم داشته و همینو با خودشون اوردن.
    یه مودم جیبی که داخلش سیمکارت میزاشتی بعدم به صورت وای فای بهش وصل میشدی. ۵۰ یورو
    تشک و بالش و پتو و این چیزا همه نو خریدن. قیمتشونو نگفتن.
    باقی چیزا ظرف و قاشق و چنگال و قابلمه و این چیزا بود.
    یه حساب سرانگشتی نشون میده همون کوله پشتیش قشنگ ۱۰ هزار یورو میشه. منم دلم خوشه این وسایلی که طی ۲ سال گذشته خریدم ۵۰ یورو قیمتشونه شایدم کمتر.
    ببخشید کامنت طولانی شد. اما ببینین مردم چطور زندگی میکنن. ما چطور زندگی میکنیم. یه مهندس ایرانی بود تو امریکا یه مدت دنبالش میکردم . به نظرم زیاد گیرا نبود مطالبش. بیشتر نظریات شخصیش بود. اما این خارجیا واقعا زندگی میکنن. سفرای افریقاشو دیدم هی میگفتم طرف یا مریض میشه یا کشته میشه یا یه بلایی سرش میاد. تو طوفان گیر کرده بود زنه داشت گریه میکرد شوهرش همچین نگران بود که هی جیسس جیسوس میکرد. طوفان که تموم شد اما پشیمون نشدن. برنگشتن. سفرشون رو قطع نکردن. ادامه دادن.

    موافقم ۲
    مخالفم ۱
    1. مهدی اکرمی

      ۱۷ مرداد ۱۳۹۹
      سوابق: (58 ديدگاه)

      دمت گرم. روحیه ت رو دوست داشتم

      موافقم ۲
      مخالفم ۰
    2. علیرضا

      ۱۷ مرداد ۱۳۹۹
      سوابق: (1 ديدگاه)

      یه مثبت برا شما.
      کوه حتما برین. خودمم میرم اما بدونه هیچ وسیله ایی. یه کوله لپ تاپ دارم اب و ساندویچ میزارم قطار سوار میشم به طرف ساری بعدم اطراف فیروزکوه پیاده میشم ۲ ساعتی میگردم عصر برمیگردم. گاهی تنها گاهی با دوستا. ادمو عوض میکنه این کوه. قبلش همه ازم عاصی بودن. خشن بد دهن بودم. الان همه بهم میگن درویش شده.
      اره خارجیا کلا عاشق هیجانن. ما از قدیم یکم محتاط بودیم. حالا اسمش ترسه یا چیز دیگه کاری ندارن.
      ما یه همسایه داشتیم متاهل بود ولی همسن بودیم. ۱۲ سال پیش رفت المان. الان اونجا متخصص شبکه س. ۲ سال پیش تابستون با یه فولکس واگن استیشن اومد ایران کل ایرانو گشتن برگشتن. هیجانی که تو مسافرت با ماشینه تو هیچی نیست. یا دوچرخه . مخصوصا اگه از این کشور به اون کشور بری. تا الان خیلیا رو دیدم با دوچرخه میان ایران.

      موافقم ۲
      مخالفم ۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً از نوشتن به‌صورت پینگلیش، اجتناب نمایید. نظرات حاوی توهین، عبارات غیراخلاقی، سیاسی، مطالب غیر مرتبط، اسپم، ترول و تبلیغاتی پذیرفته نمی‌شوند. برای تغییر آواتار خود می‌توانید از سایت گراواتار استفاده نمایید.

دکمه بازگشت به بالا